کسب رتبه به چه قیمتی؟

<!–

–>

کسب رتبه به چه قیمتی؟

09/21/2016

72a75_d1e8f30d5d432c2add55a30275ff55f5 کسب رتبه به چه قیمتی؟
اهمیت کسب رتبه بالا در گوگل را تقریبا همه صاحبان کسب و کارها به خوبی می دانند و آنها برای عقب نماندن از دیگران تلاش می کنند. کسب رتبه قاعدتا باید از این الگوی ساده پیروی کند:

سایتی طراحی می شود، محتوایی که به درد مخاطبان بخورد در آن منتشر می گردد. سپس سایت و محتوای آن از روشهایی مختلف به دیگران معرفی می شود و کمی بعد گوگل آن را می یابد و به آن رتبه ای می دهد. در شروع کار طبیعتا رتبه های سایت، در صفحات اول گوگل نیست و مدیر سایت با تولید محتوای بیشتر، تنظیم بهتر محتوا، سایت خود را بهینه می کند و رتبه های سایت کمی بهتر می شود. در ادامه مدیر سایت دیگران را به روشهایی متقاعد می کند تا به سایت وی لینک کنند. روشهایی مانند ثبت سایت خود در سایت صنف مرتبط، معرفی سایت در وبلاگ و شبکه های اجتماعی همکاران و کارمندان و اعضای فامیل، خرید بنر تبلیغاتی، فعال کردن اکانتهای سوشال مرتبط با سایت، ارسال خبر راه اندازی سایت به سایتهای خبری و وبلاگها و دادن رپورتاژ آگهی و …

آیا این مدیر سایت به رتبه های بالا دست می یابد؟ در اغلب موارد خیر.
آیا او کوتاهی کرده است؟ خیر.
پس ایراد کار کجاست؟

اگر این مدیر سایت با انجام همه راهکارهای قانونی و اخلاقی که در همه جای دنیا جواب می دهند، در ایران نتیجه نمی گیرد؛ باید یک جای کار بلنگد.
بله می لنگد و حقیقتا کسب و کارها مسیر اشتباهی را در ایران طی می کنند.

مدل ایرانی کسب و کار این را می گوید: سایت را طراحی کن، محتوای اصلی خودت را بزار و بقیه را کپی کن. برای متقاعد کردن دیگران هم نیاز به هیچ تلاشی نیست: فقط پول خرج کن و لینک بخر؛ رتبه بالا به دست می آید.

فوتر و سایدبار سایتهای بزرگ را، آخرین پستهای سرویسهای وبلاگ را، خبرهای بی ارزش و صرفا برای لینک در سایتهای مهم خبری را، کامنتهای پای نوشته ها را و … همه را که خوب نگاه کنیم، در می یابیم که چقدر بیراهه می رویم. گویی همه در کار اسپمیم؛ یکی کمتر، یکی بیشتر. این فضای کاری، مسموم است و همه در این سیستم رنج می کشیم. چه صاحب سرمایه گذار و مدیر سایت، چه افرادی که خدمات یا سرویس مارکتینگ در وب می دهند از جمله ارایه دهندگان خدمات سئو و چه سایتهایی که بنر یا لینک می فروشند.
ea43c_persiantools-selling-links کسب رتبه به چه قیمتی؟ea57c_1pezeshk-selling-links کسب رتبه به چه قیمتی؟
این فضای کاری مسموم است. طراحی سایتها، کپی است یعنی طراح سایت فرصت خلاقیت و اجرای ایده ای جدید را از دست می دهد. محتوای سایتها کپی است، یعنی نویسندگان و تولیدکنندگان محتوا شانس کسب درآمد را از دست می دهند. فعالیت و اخبار سایتها و کسب و کارها پوشش خبری نمی یابند چون رسانه های خبری برای انجام رسالت خبری خود، پول می خواهند. اینگونه می شود که خبرها اصالت خود را می بازند و خوانده نمی شوند. اینک چرخه را مدیران سایتهای خبری جور دیگری ادامه می دهند. چون اخبار و فعالیت کسب و کارهای ایرانی باید و تنها با پرداخت هزینه پوشش داده شود، پس بی مهابا به ترجمه روی می آورند تا خلا محتوایی را پر کنند. بار دیگر گذر به نویسندگان و تولیدکنندگان محتوا نمی خورد و آنها سرشان بی کلاه می ماند؛ آنها که انگلیسی می دانند مورد توجه قرار می گیرند و آنها می شوند مترجم. مترجمان شروع به ترجمه هایی می کنند و کمی بعدتر این حس به آنها دست می یابد که در حوزه ترجمه ای خود، متخصص شده اند. حق هم با آنهاست، صبح تا شب اگر واژه های تخصصی یک حوزه را تکرار کنیم، حتما این توهم در ما ایجاد می شود که متخصص آن حوزه شده ایم.

سالهاست که بازار آشفته و تفکیک متخصص و غیرمتخصص دشوار شده است. مترجمی که واژه ها را خوب ادا می کند یا کارشناسی که تجربه و علم آن حوزه را دارد؛ کدام را متخصص بنامیم؟ کاری که نباید می شد، شده است: به ظاهر متخصصان هر حوزه کاری ای بسیارند اما کارشناسان صاحب نظر، کیمیا.

این همه ماجرا نیست. محتوا چه اصیل باشد و چه ترجمه، مثل آب خوردن کپی می شود. رسانه های خبری این بار خود قربانی اند. محتوای آنها شبانه روز کپی و حتی تغییر داده می شود. اینجا باز هم خبری از نویسندگان و تولیدکنندگان محتوا نیست؛ صحبت از محتواگذار می شود یعنی آنها که مهارتشان کپی کردن یک متن و تغییر دادن آن به گونه ای است که اصیل جلوه کند. این محتواگذاران هم فردا ادعای نویسندگی می کنند. چه بیچاره اند نویسندگان واقعی، گویا چرخ هر طور بچرخد؛ آنها سهمی نمی برند.

و باز این همه ماجرا نیست. مدیر سایت پول اضافه برای محتواگذار هم ندارد. این بار سر و کله برنامه نویسان و طراحانی که فرصت تجربه خلاقیت در مسیر درست نداشته اند، پیدا می شود. آنها تمام انرژی خود را می گذارند که در کسری از ثانیه هر نوع محتوایی را از هر نوع سایتی به طور خودکار بخوانند و در سایت مدنظر مدیر سایت، منتشر کنند. و بازار سایتهای خبری و خبرخوان داغ می شود. مدیران این سایتها همه کار می کنند تا اخبار دیگران را به اسم خود جا بزنند. این جا هم کلی سردبیر و خبرنگار صوری تحویل بازار وب فارسی می شود.

تا این جای کار، همه تخصصها تنزل شان یافته اند؛ فقط تکلیف آن سرمایه گذار ابتدای این نوشته روشن نیست. برگردیم به آن مدیر کسب و کار یا سرمایه گذار. او اینک می داند که اینجا محتوا و اصالت محتوا، ارزشی ندارد آنچه مهم است، لینک است. سئوکاران بدل هم که کم نیستند به او همین را می گویند. خواسته یا ناخواسته، اصل بقای کسب و کار او را هم قانع می کند که مانند دیگران و حتی بهتر از دیگران، عمل کند. این می شود که او به هر که برسد، حتما می پرسد: لینک فالو، چند؟

همه هزینه می کنیم، آیا راهی وجود ندارد که هم شان کاری ما را حفظ کند و هم این هزینه کردنها را به کسب تجربه و یادگیری اصولی و رشد و توسعه فراخیالی سوق دهد؟

پ.ن.: عکس اصلی را از lynda.com برداشته ام و دو عکس دیگر را از فوتر دو سایت مطرح ایرانی گرفته ام.

مهدی رودکی
31 شهریور 95

به این مطلب امتیاز بدهید
درباره نویسنده

ابراهیم حنفی (متخصص سئو) هستم، 8 سال سابقه فعالیت در حوزه وب رو دارم و بطور تخصصی 4 سال هست که سئو کار میکنم و به لطف خدا نمونه کارهای خوبی در این زمینه بدست آوردم.

دیدگاه خود را بنویسید